من امروز وارد 6 ماهگی شدم
دیروز با مامان و بابای رفتم دکتر که قد و وزنم و گرفت گفت همه چیز خوبه
و میتونم همه چیز بخورم هورااااااااااااا
منم کلی خوشحال شدم بعد هم دوباره طبق معمول مامان به خاطر دیدن فیلم سریع منو اورد خونه
ولی بهم قول داده تو این چند روز منو ببره بیرون
...............
اینم عکس تولد 6 ماهگیمممم...................





سلامممم
دیشب بی خوابی زده بود به سرم نمیخوابیدم اخرش مامانم منو قنداق پیشم کرد 
الانم عکسمو براتون میزارم بلاخره با هزار دردسر خوابیدم تا صبحح!!!!

سلامم
دیشب با مامانم رفته بودم حموم خیلی خوش گذشت اخههه من عشقه حموم هستم دوست دارم اب بازی کنم
کلی دیشب با مامانم تو حموم بازی کردیم منم کلی خندیم و خوشحال بودم
بعد هم که از حموم اومدم بیرون مامانم چند تا عکس ازم گرفت
الان براتون میزارم 




امروز سالگرد ازدواج مامان وبابا هست
دیشب منو بابا و مامان با هم رفتیم سیتی سنتر و برای بابا گوشی خریدیم
اخه چند روز بود گوشی بابا خراب شده بود
یه گوشی خوشکلی خرید تازه با همون گوشی چند تا عکس از منم گرفت
تازه برای منم ازابنبات های که دوست دارم خریدن و کلی حال کردم
بعد هم اومدم خونه مثل یه پسر خوب خوابیدم تا صبححححح!!!!

سلامممم
مامانم چند روز هست که منو میزاره تو روروک منم خیلی حال میکنم
به جای اینکه به طرفه جلو برم عقب عقب میام
تاز مامانم چند تا عکس از منو پیشیم گرفته که الان براتون میزارم تا ببینید منو 



دیشب نمیدونم دلم در میکرد ولی نه اخه مامانم دو تا قاشق بهم گریپ میکسچر داد نمیدونم چی شده بود خوابم میومد ولی نمیتونستم بخوابم خیلی مامانمو اذییت کردم تا بغل مامانم میرفتم ساکت میشدم ولی رو پاهاش می خوابیدم گریه میکردم بلاخره بعد از چند ساعت خوابم برد و مامانم خسته در کنار من به خوابی عمیق فرو رفت (تازه به کسی نگید مامانم یه داد کوتاهی سرم کشید گفت بخواب دیگه کمرم درد میکنه )




